تبلیغات اینترنتیclose
بین دختران قبایل (عمران صلاحی )
پیچک ( عمران صلاحی )
شعر و ادب معاصر پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 5 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بین دختران قبایل

 

 

ابری نشسته روی سماور
می بارد
گلهای روی قالی
می رویند
امشب عجب فضای اتاقم معطر است
امشب اتاق من حشراتش
مرغان جنگل اند که می خوانند
زنجیروار و زنجره وار
ماه و ستارگان
چسبانده اند صورت خود را به شیشه ها
مانند بچه های هیچ ندیده
پشت بساط شهر فرنگی
من در میان جنگل
مهمان یک قبیله ی وحشی هستم
من با تمام شوقم
در رقص دسته جمعی بومی ها شرکت دارم
من در میان بهت و تماشا
من بین دختران قبایل
و حلقه های گل
من غرق طبلها و صدا ها که ....
ناگهان
تق تق ، صدای در
و بچه ای که خسته
از کارگاه تیره ی قالیبافی برمی گردد
جنگل ، سیاه می شود و می سوزد
 

 

عمران صلاحی

برچسب ها : ,

موضوع : مجموعه گریه در آب, | بازديد : 185