تبلیغات اینترنتیclose
در غربت (عمران صلاحی )
پیچک ( عمران صلاحی )
شعر و ادب معاصر پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 5 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

در غربت

سه استکان برنج
پنج استکان ِ پر
 آب
 قدری نمک
اول برنج را می شوییم
بعدا
 پنج استکان در آن ، آب
 بعدا نمک
 و بعد
 روی چراغ و جوش ملایم
امشب دوباره این شکم پیچ پیچ من
 دارد عزا به جای غذا
از بس که تخم مرغ شکستم ، دیگر
مرغان خانگی هم
با احتیاط می گذرند از کنار من
 گاهی ناهار و شام
 در کافه ای حقیر
و گاهی
در خانه ی رفیقی
 حس می کنم من اینجا
 در غربت
 درد گرسنگی را
 تی
 من می توانم امشب
 بنشینم و بگویم
شعری برای قحطی و فقر و گرسنگی
در " هند " یا " بیافرا "
مادر چه چیز خوبی ست !
 

 

عمران صلاحی

برچسب ها : ,

موضوع : مجموعه گریه در آب, | بازديد : 446